گورکانیان هند 4
تدارک بنا
شش ماه پس از واقعه مرگ تأسفبار ملکة ممتاز محل (که درهفدهم ذوالقعدة1040 ه .ق/17 ژوئن 1631 در برهانپور روی داد) در هفده جمادیالاولی 1040 ه./12 دسامبر 1631 امیرشاه شجاع مأمور حمل جنازة آن متوفی به پایتخت یعنی اکبرآباد شد نواب وزیرخان که پزشک مورد اعتماد دربار بود و ستیخانم که درآن هنگام رئیس خدمة دربار بود جنازه را همراهی کردند. درسراسر این سفر از برهانپور به اکبرآباد که جایگاه ابدی آن متوفی بود خوراک و پول درمیان تنگدستان و نیازمندان توزیع شد.
پس از رسیدن جنازه به اکبرآباد بیدرنگ جنازه را در 16 جمادیالثانی 1041 ه .ق/ 9 ژانویه 1632 در محلی همانند روضة رضوان در جنوب شهر اگرا در کنار رود جمنا که ملک راجه مانسنگه باشد به خاک سپردند. در برابر این تکه زمین شاه جهان ساختمانی پرشکوه به راجه بخشید.
در این محل با شتاب مزاری موقتی با گنبدی برفراز آن برپا شد تا پیکر آن بانوی عفیف و شریف از چشم مردمان پوشیده ماند. آنگاه در این جای متبرک آرامگاهی بس پرسکوه و فلکآسا پی افکندند همه از مرمر سفید و به بیست سال درآن باغی برآوردند.
دوتن از مورخان دربار شاه جهان به نام ملاعبدالحمید لاهوری درکتاب پادشاهنامه و ملامحمد صالح کنبو درکتاب عمل صالح توصیفی از آرامگاه ممتاز محل (که مروزه به نام تاج محل مشهور است) برجای گذاشتهاند.
این بنا در کنار رود آگرا بر پا شده است . استقرار مزار در كنار رودخانه موجب شد كه عمارت مزار از نواحي واقع در آن سوي رودخانه يا از سوي كساني كه از طريق رودخانه عبور ميكردند، به خوبي قابل مشاهده باشد. افزون بر اين،اهميت عمارت مزار از لحاظ بصري براي بازديدكنندگان و زائران بيشتر نيز شد، زيرا جلوخان و دروازة ورودي باغ در امتداد محور طولي مجموعه و در سوي ديگر باغ قرار داشت، و استقرار مزار در سوي ديگر باغ و در امتداد همان محور نه تنها از اهميت و شكوه بنا نميكاهد، بلكه طولانيتر شدن مسير و زمان دسترسي به آن و نقاط ديد بيشتر در طي زمان طولانيتر تا هنگام رسيدن به آن بر اهميت بنا افزوده است.
اين معماري توسط تقارن محوري كنترل شده است. تأكيد اصلي بر ايجاد حس تعادل و سكون ميان عناصر متضاد مجموعه -گنبدهاي منحني ونرم و منارههاي بلند- به يك تدبير قدرتمند بدل شده است. كليت بنا در قالب تكرار ريتميك، نقاط عطف بيِشماري از جمله قوسهاي درون يك قاببندي،ريتم پنجرهها يا تزئينات انتزاعي را ميپذيرد.
در جلوي جبهه جنوبي آن يك میدان( چوك ) جلوخانه هست، خصوصيتي كه قبلا در مقبرة جهانگير شروع شده بود. در دو طرف ميدان جلوخانه، حياطهايي مسكوني براي كاركنان مقبره(خاصپوره)، راستههاي بازار و محوطههاي جنبي مقبره قرار دارد در بخش جنوبيتر، مجموعهاي وجود دارد كه دو راسته بازار متقاطع(چهارسوي بازار)و چهار كاروانسرا در چهار طرف آن ساخته شده است؛ و باز در بخش جنوبيتر آن يك ميدان(چوك)با راسته بازار و دو سراي ديگر وجود دارد. ناحيه اطراف در زمان اتمام ساختمان مقبره و اندازة شهركي منظم به نام ممتازآباد كه اكنون به تجانجي مشهور است، توسعه يافت.
طرح اين باغ مانند طرحهاي رايج باغهاي واقع در كنار رودخانه در آگرا، اما در مقياسي بزرگ و باشكوه است. در آنجا صفهاي بلند(كه ساختمانهاي اصلي در روي آن قرار گرفتهاند) به يك چهار باغ در سطح پائينتر تركيب شده است. يكي از دلايل قراردادن مزار در انتهاي محور اصلي مجموعه و استقرار آن در روي سكويي مرتفعتر از ساير سكوها و سطح باغ، تأكيد بر اهميت مزار است، زيرا در اين حالت مزار در بهترين مكان از لحاظ منظر واقع شده است. تقريبا در همان زمان، معماران شاه جهان طرحي مشابه با آن در حياط مسكوني انگوري باغ، در قلعة آگرا، اجرا كردند بنابراين نقشة باغ تاج نمونة ديگري- اگرچه بزرگتر- از ايدههاي قابل تبديل بين معماري بناهاي آرامگاهي و معماري بناهاي دنيوي گوركاني است.يكي از جلوههاي بسيار شكوهمند كاربرد محورهاي تقارن را در عرصة باغ ميتوان مشاهده كرد.اين باغ با طرح«چهارباغ»و با نقشهاي به شكل مربع ساخته شده است كه ساختار اساسي آن برپاية دومحور متقاطع استوار است. در طراحي اين باغ از تقارن دومحوري به كاملترين شكل ممكن استفاده شده است. اين باغ افزون بر دو محور يادشده، دو محور متقاطع به شكل ضربدر دارد كه قطرهاي مربع نيز به شمار ميآيند. هريك از قطعههاي چهارگانة باغ هم دو محور تقارن متقاطع دارند كه هر كدام را به چهار قسمت تقسيم كرده است و دوباره هريك از قسمتهاي مزبور به چهاربخش كوچكتر تقسيم شده است.البته تنها يكي از چهاربخش اخير به شكل مربع كامل است و سه بخش ديگر به سبب عقب نشستگي گوشهاي از آنها كه در كنار يك عرصة ارتباطي مهم قرار گرفتهاند، فاقد شكل كامل مربع هستند. دو عمارت مسجد و مهمانخانه در دوسوي مزار(مسجد در جبهة غربي و مهمانخانه در جبهة شرقي مزار)به گونهاي طراحي و ساخته شده است كه جهت نماي اصلي آنها به سمت عمارت مزار قرار گرفته است. در طراحي اين دو عمارت، يكي از ابداعات بسيار خاص در معماري دوران اسلامي روي داده است. معمار تاج محل براي تأكيد بسيار بر اصل تقارن و به منظور افزايش اهميت عمارت مزار و ايجاد پيوند بصري استوار و طراحانه بين عمارت مزار و دو عمارت مزبور، از نقشهاي كاملا واحد و يكسان براي اين دو بنا كه كاركردهاي متفاوتي داشتند، استفاده كرده است و شايد بتوان اظهار داشت كه چنين اقدامي در تاريخ معماري دوران اسلامي بينظير يا حداقل بسيار كمنظير است، به ويژه آنكه نه تنها نقشة اين دو بنا، بلكه نماها و تركيب حجمي آنها نيز همانند است و تنها اقدام ظريفي كه معمار تاج محل براي تمايز بين آنها صورت داده، اين است كه شكل محراب و جاي نماز را در ديوار و صحن مسجد ايجاد كرده است. توجه به اين نكته لازم است كه نقشه و تركيب حجمي مسجد كه سه گنبدخانه فضاي اصلي آن را شكل داده و گنبد مركزي از دو گنبد ديگر بزرگتر و برجستهتر است، از الگوي خاص مساجد گوركاني تأثير پذيرفته و ميتوان اظهار داشت كه در طراحي مهمانخانه از شكل مسجد پيروي شده است. به هرصورت طراحي اين دوفضا را ميتوان اوج توجه به اصل تقارن در معماري به شمار آورد. نماي مقبره، كه از تعدادي پيشطاق كه در كنار تعدادي فضاي تورفته در دو طبقه تشكيل شده است، مقبرة مكعبي شكل از نوع دهلي را با خصوصيات دكاني(نيمرخ پيازي شكل گنبد)به شكل بي مانندي از لحاظ هماهنگي و زيبائي رسانيد. تناسبات متعادل آن به وسيلة نماي زينت يافته با ساختار آجري، متعالي شده است: خاتمكاري مرمر سفيد با سنگ ترصيع ضمن انعكاس دگرگونيهاي جوي، تجلي اسطورهاي و افسانهاي ساختمان را افزايش داده است. نماي همه ساختمانهاي فرعي مجموعه تاج محل با سنگ قرمز پوشيده شدهاند و برخي از قسمتها يا عناصر ويژه مانند گنبدها با مرمر سفيد مزين شدهاند. ساختمان اصلي مقبرههاي كوچكتر داراي فرم هشت وجهي منظم يك طبقه است كه در پيرامون فضاي اصلي ايواني ستوندار يا هشت پيشطاق با اندازههاي مساوي ساخته شده است. دو نمونه از آنها به وسيلة گنبدهاي پيازي شكل اهميت يافتهاند.كاربرد نقشة معمول در معماري مسكوني گوركاني براي محوطة يك مقبره نشان ميدهد كه هدف اين بوده است كه نمونة زميني يكي از خانههاي واقع در باغهاي بهشتي عرضه و ارائه شود، شايد بتوان اظهار داشت كه توجه به بهشت و توصيفي كه از آن شده است در پيدايش اين نوع مزار مؤثر بوده است و به اين ترتيب ميتوان آن را بازتاب خواستة افراد براي رفتن به بهشت دانست.
نقشه و پلان قسمتهای مهم تاج محل

گنبد
ودر وسط کرسی دوم عمارت روضة فلک فرسای خلدآسا بقط هفتاد ذراع بطرح مثمن بغدادی بکرسی ی گز بنا یافت و گنبد مرقدمنور که در حاق این عمارت است در اندرون و بیرون سراپا از سنگ مرمر انجام پذیرفته از سطح تازه مثمن است بقطر بیست و دوذراع وزه را مقرنس ساختهاند. واززه تا شقة گنبد که از سطح عمارت سی ودوگز مرتفع است سنگ مرمر بطرح قالب کاری تراشیده بکار بردهاند و برفراز آن گنبدی امرودی شکلکه مهندس خرد از قیاس قدراساس آن کوتاهی مینماید برافروخته برفرق گنبد مذکور که دور منطقة آن صدوده گز است کلسی به بلندی یازده گز از زرناب که چون خورشید تبان است نصب نمودند. مجملأ از روی زمین تا سر کلس یکصد وهفت گز است.
محجر و قبر
وبالای تربت چبوتره از سنگ مرمر که بالای آن صورت قبر نمایان کردهاند و بردور آن محجری مثمن مشبک سرتاسر پرچین کاری و دروازة محجر ازسنگ یشم است بطرح بندرومی که مفاصلش را به تنگنای آهنین گرفته آنرا زرنشان کردهاند و ده هزارروپیه برآن خرج شده. درون آن والابنا کوکبه و قندیل از طلا میناکار آویزاست و هرچهارطاقش را بآئینة حلبی گرفته دریکی راه آمدوشد گذاشتهاند.
منار
ودر هر جانب آن برکرسی سنگ مرمر که اززمین بیست گز مرتفع است چهار مینار زینهدار از سنگ مرمر بقطر هفت و ارتفاع پنجاه و دوساختهاند. پنداری دعای مستجاب ازسینه پاک روبآسمان نهاده که برفعت پایه و متانت اساس چون بخت بلند و رای خردمند دراوج گرای دارد.
فرش
فرش روضه را بسنگ مرمر و سنگ سیاه که ایام ولیالی ازآن رنگپذیر گرهبندی نموده در کمال زیبایی و خوشنمیی مرتب ساختهاند
نقش ونگار
درتمامی روضة درون و بیرون نقاران نادرهکار بلطافت صنعت اقسام سنگهای رنگین و احجار ثمین که جواهر و صفش دربحر سخننگنجد وادنی پایه توصیفش بمیانجی بیان و تبیان دست نمیدهد علیالخصوص چبوترة مرقد منوربنهجی پرچین نمودهاند که در برابر حسن نمودکار آن که نهایت مرتبه خوشنمائی دارد و کارنامة ارژنگ و نگارخانه چین و فرنگ مانند نقش برآب نه نمود دارد و نه بود.
کتیبه ها
کتابه درون و بیرون که سور قرانی و آیات رحمانیست بدقت طبع فرهاد فن و نوک تیشة خار شکن در کمال و تصنع پرچین کاری نموده به آن گونه آب و رنگ لطیف بر روی کار آوردهاند که رواج صنعت چرخ مرصعکار برده و خط بطلان و رقم نسخ بر خط یاقوت لعل لبان کشیده.
باغ
و پایان کرسی سنگ سرخ باغیست فردوس آئین و گلشنی است ارم تزیین بطول و عرض سه صدوشصت وهشت گز مشحون باقسام اشجار میوهدار و ریاحین بدیع آئین. همانا سوادش حال جبین سرتاسر متنزهات روی زمین است و هرچمن فیض آئینش چون چمن روضه رضوان دلگشا ودلنشین. سبز درختان دلکشش آبحیات سرمد خورده و قامت هریک بحسب قدرومقدار بل بهمه حساب دست ازطوبی برده. درهرچهار خیابان وسط باغ که بعرض چهل ذراع است نهریست بعرض شش ذراع و فوارههای نورافشان درآن ازآب جون جوشان و درافشان.
ایوان
هریکی از ضلع شرقی و غربی باغ ایوانی بطول یازده گز و عرض هفت با در و حجرة بنایافته. وعقب آن خانهایست بطول نه و عرض پنج ذراع پیش ایوان چبوتره بطول چهل وشش و عرض ده گز جنوبی ضلع باغ سرتاسر ایوان درایوان است رو بشمال (بعرض دروازده گز) و دره سر کنج شرقی و غربی آن دوبرج عالی(47) با نشیمنهای دلنشین اساس یافته.
دروازه
و دروازةانی عالی بنا که بغایت بلند و خوش طرح است چون باب بهشت بجمیع خوبیهای آراسته و درکمال رفعت و رنگینی بانواع نقش و نگاری تا سرپیراسته. (دروسط ضلع مسطور دروازة روضة سربر آسمان برافراخته قطر سطح گنبد دروازه که مثمن بغدادی است شانزده ذراع است و جانب شرقی و غربی گنبد دونشیمن است بشکل نیم مثمن. هریک بطول هفت گر و عرض چهار که سقفش نیم کاسه است. در چار زاویة عمارت دروازه چارخانه مربع دوطبقه واقع است هرکدام بطول و عرض شش ذراع مشتمل بر چارنشیمن نیم مثمن. در جهت شمالی و جنوبی این عمارت دو پیشطاقی است هریکی بطول شانزده گز و عرض نه و ارتفاع بیستوپنج و درسمت شرقی و غربی دو پیشطاقی است هرکدام بطول دوازده گز و عرض هفت وارتفاع نوزده. برفراز روی کار دروازه جانب) درون و بیرونش هفت چو کهندیست که کلاه هریک از آن سنگ مرمر است و در هرچهار کنجش چهارمینار در نهایت تکلف و خوشنمائی صورت اتمام یافته. (چدران باغ و عمارت دور آن از دورن و بیرون و فرش عمارات و شرفات حیطان باغ که بچنبر چرخ رسیده و درآن سنگ مرمر و سنگ سیاه پرچین شده همه از سنگ سرخ سرانجام پذیرفته) و پیش دروازه مذکور چبوترهای است بطول هشتادگز و عرض سیوچهار گز .
ممتازآباد
ازآن گذشته چوکی دیگر بطول صدوپنجاه و عرض صد واقع گشته. و دروسط آن چاربازاری و دوسرای دیگر قرینة آن که گوناگون اقمشة هردیار واقسام امتعة هرولایت درآن بیع وشری میشود و سراهای این تجار فراوانی منازل پخته و سراهای متعدده ساختهاند بمرتبه که شهر کلانی گشته بممتاز آباد موسوم است.
معمار تاجمحل
در 12 آوریل 1612/10 صفر 1021 جشن عروسی شاهزاده خرم با ارجمند بانوبیگم که به نام ممتازمحل مشهور گشت دختر نواب آصفخان برادر نورجهان برگزار شد. این شاهزاده در 4 فوریه 162/ غرة جمادیالثانی 1037 با نام شاهجهان به تخت نشست. درسال چهارم سلطنت او ممتازمحل به درد زه در برهانپور درگذشت و دراین هنگام چهل ساله بود. از چهارده فرزندی که او آورد تنها هفت تن پس ازمرگ مادر ماندند. او را تا زمانی در برهانپور در کرانة رودتپت در باغ زین آباد گذاشتند. ضمنأ دراگرا ترتیب خاک سپردن ابدی او داده میشد، به گفته نواب وزیرخان و ستیخانم و امیرشجاع مامور شدند تا پیکر اورا به برهانپرو به اکبرآباد ـ اگرا بیاورند که درآنجا خانة ابدی او بود درکنار جونیاجمنا. بیدرنگ مزاری یا گنبدی موقتی برآن ساختند . آنگاه آرامگاهی فلکآسا برآن برپا داشتند که امروزه به نام تاجمحل اگرا مشهور است و به سبب صفات ممتاز معماری و طرفهکاریها که درآن شده است این آرامگاه یکی ازعجایب هفتگانه جهان شناخته میشود.
پیش ازآنکه تاجمحل برپا شود مسلمانان هند شیوة ممتازی در معماری اسلامی هند که خاص ایشان بود ابداع کره بودند. این در پیروی ازاصول و شکلهای ظریفی بودکه از آسیای میانه و ایران که نخستین مسلمانان همه از آنجاها آمده بودند مایه میگرفتباآنکه ازلحاظ کلی ظاهر آثار معماری اسلامی هند در جاهای مختلف باهم تفاوت بسیار دارند ولی اصلأ باهم یکسانی و همانندی دارند. گورکانیان هند فرصتی یافتند که بیش از همه دورانهای اسلامی برهند حکومت کنند و بنابراین درزمان سلطنت آنان دیگر اثری از شیوه هندویی درسبک معماری اسلامی هند به ویژه درآثار دوران جهانگیر و شاهجهان نمایان نشد. آثار دوران شاهجهان به خصوص گرایشی قوی به بناهای ایرانی و آسیای میانه دارداین بدان معنی است که تاجمحل اگرا آمیختهای است از همة کامیابیهای پیشین معماری اسلامی هند.
سرانجام در 1647/1057 ه.ق. به پایان رسید و شاهجهان شخصأ آن را در هفدهمین سالروز درگذشت ممتاز محل گشود. مورخان معاصر و وابسته به دربار شاهجهان توصیف کامل تاجمحل را به نثر فارسی متکلفی برای ما برجای گذاشتند که دراینجا آورده شد چون ساختمان تاجمحل به روی همة مردم باز است هرکس میتواند آن را هرگونه که بخواهد ستایش یا انتقاد کند. این ساختمان بینظیر و ستودنی بدینگونه نظریات و داوریهای مختلفی را دربارة معماری که آنرا طرحریزی کرد و بیگمان بحثهای بسیاری را باعث شده برانگیخته است.
منحصرأ براساس گفتة پدر مانریک از کشیشان کاتولیک و جهانگرد پرتقالی معمار این بنا جرونیموورونئو بوده است. درصورتی که هیچ گونه شواهد در خصوص اینکه این شخص با هنر معماری آشنا بوده باشد نه درهند پیدا شده و نه درونیز. چنانکه در تاریخ آمده است او جوهری بوده و تنها ذکری که ازاو شده است ازآن مکلگان است در برپا داشتن هوقلی است ازجانب پرتقالیان حتی تاریخ مرگ اوهم به گفتة سرجان
غالبأ چنین آمده است که استاد عیسینامی معمار تاجمحل بوده است. او است که موجب این همه ابهام در پژوهش هنری شده است. این نام افسانهوار مینماید. زیرا که کهنترین نسخة خطی که ازاو نام برده است از ربعقرن بیستم آنسوتر نمیرود. اشاره به این نسخه درکتاب راهنمایی آمده است برای بازدید از آثاراگرا برحسب اعلانی که در 1825 به دستور جیمزاستفن لاشینگتون کفیل دادگستری اگرا درج شده. این حقیقت کاملأ از گفتههای ریو در کاتالوگ نسخههای خطی فارسی موزة بریتانیا آشکار است. دراین نسخه خطی فهرستی از معماران و هنرمندانی که دستاندر کار ساختمان اگرا بودهاند درج شده. گواینکه این اطلاعات درهریک از تاریخهای درباری یا هریک از تاریخهای گورکانیان هند به دست میرسد.
درمنابع ترکی نام دومعمار بزرگ آمده است یوسف و عیسی که بابرایشان را از قسطنطنیه به هند دعوت کرد. اینان شاگردان معماربزرگ ترک سنانپاشا بودند. اگر کسی به حدس تصور کند که این عیسی همانا معمار تاجمحل است آنچنانکه در نسخه خطی مضبوط در موزة بریتانیا آمده است بیشک به خطا رفته است. زیرا تاجمحل را دراگرا پس از یکصدسال ازآمدن یوسف و عیسی به هند به دعوت بابر ساختهاند. محمدثریا در تألیف دائرةالمعارفیاش مینویسد که عیسی نامی از شاگردان سنان پاشا به هند رفت و شهرت بسیار یافت. اما واقعأ مایة تأسف است که درآثار هند و حتی تزوکات بابری هم نامی از عیسی نمییابیم. دربارة یوسف تنها میتوان گفت که دریک نسخة کتابخانة برلن که در هند به دست لطفاللهبن احمدبن یوسفبن حسینبن عبداللطیف نوشته شده است مطالبی آمده. اکنون میرسم به لطفالله نامی و پدرش احمد که معماران بزرگی بودند به روزگار شاهجهان درهند که ذیلأ شرحی ازآنان میآید. یوسف شاید پدر احمد باشد که نامش درخاتمةالکتاب این نسخة مضبوط در کتابخانه برلن آمده است. خوشبختانه جستوجوی مامنتهی به یوسف نامی میشود که قلعةشامپوررا در گلبرگ دکن به روزگار سلطنت ابراهیم عادلشاه در 962 ه.ق. ساخته است. درتاریخ معاصر شاهجهان از دومعمار به نامهای استاداحمدو استادحمید یاد شده که به فرمان شاهجهان به ساختن لالقلعه و مسجد جامع دهلی پرداختند. اما لطفاللهبن احمد دریکی از اشعارش افتخار ساختمان تاجمحل و نیز دوبنای نامبردةبالا را به پدرش احمد نسبت میدهد. حقیقتی است مسلم که احمد درآن روزگار معماری بود بزرگ ولی هیچ شاهد دیگری براین گفتة لطفالله که پدرش معمار تاجمحل بوده باشد دردست نیست.
مورخان دربار شاهجهان درضمن توصیف تاجمحل ازدوکس نام میبرند، مکرمتخان و میرعبدالکریم که درساختمان این بنا دست داشتند. دردرون گنبد تاجمحل نام خوشنویس مشهور امانتخان شیرازی آمده است که ایات قرآنی را به بهترین شیوة نسخ نگاشته است نباید او را معمار تاجمحل پنداریم یا تصور کنیم که نام معمار تاجمحل در نسخههای خطی آنچنانکه بسیاری چنین پنداشتهاند آمده باشدپس معمار تاجمحل که بوده است؟ این امر واقعأ معمایی است اما برجویندة حقیقت روشن است که تنها کسی که میتوانست این چنین نشانة عالی به یادگار عشق همسرش برجای گذارد شاهجهان است. نویسندگان همزمان او دربارة این موضوع به خصوص دم فروبستهاند و فقط اشاره میکنند که شاهجهان حتی به هنگامی که جوان بود معماری بزرگ بدو چند ساختمان عظیم را خود وی طرحریزی کرده است. پس چرا باید تردید داشته باشیم که تاجمحل را یکی از شاهکارهای او نشماریم؟ گفتة اسکاروایلد دراینباره دست میآید که:
هنرمند آفرینندة چیزهای زیبا است. آشکار ساختن اثر هنری و پنهانداشتن هنرمند همانا هدف هنر است.
پایگاه تاجمحل در معماری جهان
درآن نکته تردید روا نیست که هرجامعهای مشخصاتی برای معماری دارد و بعضی از آثار معماری هر جامعه جزو شاهکارها به شمار میآید. اما کمتر ساختمانی است که از لحاظ هنری و زیبایی و بیمانندی هنر معماری به کار رفته درآن مانند تاجمحل در جهان علم شده باشد
تاجمحل و شاهکارهای معماری گنبددار
پدیدة عمدةتاجمحل که نظر بازدید کننده را بیدرنگ میگیرد همانا گنبد وسط آن است.
جدلهای بسیار شده است دربارة اینکه گنبد نخست در شرق پیدا شد یا درغرب اما اکنون ثابت شده است که گنبد در شرف از زمانهای بسیار کهن وجود داشته است و معماری گنبدسازی ازسوریه برخاسته است. میتوان با قاطعیت گفت که گنبد قبةالصخره که ساختمانی است عظیم و چشمگیر برپایهای هشت گوش دراورشلیم به هنگام آمدن عمر به این شهر در 638 م./ 17 ه. وجود داشته است گواینکه ازآن هنگام بازدچار تغییرات شگرفی شده است.
استوپاهای گنبدوار بوداییان در هند با گنبد تشابهی ندارند زیرا که بر طبق نظر کارشناسان معماری گنبد اساسأ با استوپا بسیار متفاوت است. با آنکه به گفتة آقای هول هواخواه بزرگ معماری هندی نه تنها هند اسلامی تحت تأثیر استوپاهای زنگمانند هند قرار گرفت بلکه همه آسیا از نفوذ آن برخوردار شدند. با اینهمه باکمال اطمینان میتوانیم بگوییم که گنبد که نخست در سوریه پدید آمد به تردیج پدیدهای خاص و ابدی شد در ساختمانهای آرامگاهها. ضمنأ آقای هول میگوید «محراب همان پایگاهی را درچشم مسلمانان داشت که نیلوفر آبی در چشم بوداییان و هندوان». اما درواقع صدها سال پیش از پیدا آمدن کیش بودایی مصریان نیلوفر رادر هر تزیینی چه در بناهای بزرگ و چه گوچک به کار میبردند. بنابراین، فرضیه هول دربارة تأثیر هنر هندویی در هنراسلامی پذیرفتنی نیست. گنبد تاجمحل دوپوشه است و برآمده است یا امرودی، مانند گورامیر در سمرقند که مزار امیرتیمور باشد .
کرسول بزرگترین کارشناس معماری اسلامی عصر ما دربارة گنبد مینویسد «آیا درجهان اسلام گنبدی دوپوشه و برآمده یا امرودوار در زمان تیمور وجود داشته است؟ در یکجا و آنهم منحصر بود به دمشق، مسجد جامع اموی برپا داشتة ولید در 705». نفوذ این مسجد جامع را انکار نمیتوان کرد ولی وسعت و گسترش دامنة آن بس بیشتر است ازآنچه تصور میرفت. درهند گنبد ازهمان آغاز پیدا شد. وبعدها به تدریج و مداوم تحول یافت و شکلی قطعی گرفت و شاخص بناهای اسلامی هند گشت. گنبدهای دوپوشه گواینکه شکل آن برآمده نبود در قلمرو دودمان لودی در دهلی نخست در بنای شیخ شهابالدین تاجخان سلطان ابوسعید برپاشده به سال 1501م./ 907ه. ظاهر گشت. وپس ازآن دربنای گنبد همایون در دهلی (در1565م./ 973ه) گنبد شکل امروزی گرفت. هردو این شکلهای مخصوص در تاجمحل به نحو کاملی جلوهگر گشت.
این گنبد همچون شاخصی شد در بناهای مقدس اسلامی که همان سلیقه و مهارت خاص رومیان و بیزنطیه را در بناهای خود ظاهر ساختند. امااینان تنها کسانی نبودند که در جهان گنبدسازی میکردند. استرزیگوسکی هواخواه الهام ایرانی،استدلال میکند که گنبد شرقی از آسیای صغیر یا کمی دورتر ازآنجا ریشه گرفت و از ارمنستان به بیزانس رسید و ازآنجا زیر حمایت کلیسای یونان به بالکان و روسیه درآمد. آرتورکینگزلی پوتر خوب یادآور این نکته میشود که مقرنس که قسمت اصلی ساختمان گنبد است در شرق از زمانهای بسیار کهن شناخته بود و طاق ضربی درمیان مسلمانان چنان رایج و عمومی گشته بود که از اصول اساس ساختمان به شمار میرفت و عبارتی مشهور داشتند که «طاق ضربی هرگز نمیخوابد»همچنین در قسطنطنیه گنبد با بهترین نمونه های مقرنس در کلیسای اعظم سنصوفی از روزگار کهن پدیدار شد، گواینکه این شیوه بعدها تکامل یافت. به ویژه دربارة معماری دوران رنسانس سیمونه میگوید «توسکانیان هرگز گنبدهای نیاکان کهن خود را فراموش نمیکنند که رومیان سخت دلبستة سنت لاتن و مردم جنوب تحت تأثیر الگوهای بیزانسی و عربی بودند که با سبک معماری ایتالیا درآمیخته و پیوند خورده بود»
تاجمحل و بناهای گنبددار دیگر
اما درباره اینکه منظور از بنای تاجمحل چه بوده، میتوان آن را تنها با دوبنای گنبددار اروپا یعنی پانتئون رم و پانتئون پاریس مقایسه کرد. اولی اکنون سانتارماریا و توندا خوانده میشود و دارای سقفی نیمه کروی است که در 112م. بر پایهای گرد ساخته شده. کارشناسان ابعاد آن را با گلگنبد (گنبدگرد) آرامگاه سلطان محمد عادلشاه در بیجاپور دکن که در 1652 م./ 1063ه. ساخته شده است مقایسه کرده و مدلل ساختهاند این گنبد اخیر بزرگترین گنبد جهان است. در اروپا بناهای گنبددار برپایه کثیرالاضلاع به تعدادی که درشرق است نیست. گنبد سانتاماریا دلفیوره در فلورانس یا کلیسای اعظم فلورانس که توسط فلیپوترونلشی (فلورانس (1327-1446) در نتیجه یک مسابقه (1420-1434) طرحریزی شده است ساختمان به شیوة رومانسک که در اواخر قرن سیزدهم شروع شده بود. «آیا قبه پدیدهای است کلاسیک؟ آیا از اینجا این شیوه در پانتئون رم راه جست؟» به تفاوتهای آن که اصل عمدهای هستند توجه کنید. قبة پانتئون نیمکرهای است، براستوانه گذاشته شده که از بیرون به چشم میآید. قبه برونلشی گنبدی است هشتگوش که دوپوشة ساخته شده با دستکها یا ستونهای کوچک آجری بین آنها و در بیرون آن طاق ضربی نوکتیزی که با حایلهای قالبی شکل یافته است ساختهاند.
این حایلها که با زاویه تندی بالا میروند همان است که از عوامل اساس معماری گوتیک به شمار میرود. قبه بر استوانه ساخته شده در معماری اخیر بیزانس رایج بود و در کلیسای سنمارک و نیز ازآن استفاده شد. ولی نوع خاصی از ساختمان که برونلشی به کار برد که همانا گنبد دوپوشه باشد با دستکهای قالبی نوک تیز در معماری اسلامی در اوایل قرن چهاردهم معمول شد. چنانکه در مزار سلطان محمد خدابنده اولجایتو متوفی در 1306م.0 706ه. در سلطانیه درایران دیده میشود. هرگاه تعجب کنیم که چگونه برونلشی از هنر اسلامی بعضی چیزها به وام گرفته است باید به خاطر آوریم که ایتالیا درجانب شرق و غرب با بناهای اسلامی احاطه شده بود و خود کلیسای اعظم و تعمیدگاه پهلویی آن دارای بسیاری عوامل اسلامی در پوشش قالب پنجرهها ودیوارها است. این مسجد آرامگاهی در ایران یکی از مزارهای گنبددار برجسته و مهم است درمشرق که برپایهای هشت گوش قرار دارد در هند نخستین ساختمان هشت گوش آرامگاهی که شناخته شده ازآن خانجهان تلانگانی که وزیر اعظم فیروزشاه تقلق ساخته شده در دهلی در 021369/668 ه. درزمان سلطنت سلطان فیروزشاه تقلق است. یک بررسی دقیق دراین ساختمان نشان میدهد که این کمابیش اقتباسی است از طرح آرامگاه اولجایتو در سلطانیه. منبع اصلی و سرچشمه این گنبد ساخته شد برپایه هشت گوش همانا قبةالصخرة اورشلیماست(1129. ولی در دوران گورکانیان هند آرامگاه همایون در دهلی و تاجمحل در اگرا براساس شبه هشت ضلعی که مورخان آن زمان مثمن بغدادی توصیف کردهاند ساخته شده بود. درسراسر تاریخ معماری چنین ساختمانی بسیار کمیاب است.
تزیینات
تقریبأ همه تزیینات گوناگون معماری در تاجمحل به کار رفته، از تزیینات دیواری و نقشهای برجسته برمرمر و سنگ سرخ گرفته تا تزیینات موزائیک مانند یشم و عقیق و یاقوت ارغوانی و غیره. اما شیوة اخیر در سراسر ساختمان به کار رفته و سنگهای گرانبها به تعداد زیاد و گوناگونی فراوان بر سنگهای مرمر سفید نشانده شده است. این تزیینات را بازدید کننده کنار پرچین طاقهای نما و مدخل اصلی ملاحظه میکند. از مدتهای دراز ایرانیان این تزیین خاص را به کار میبردند و آن را پرچین کاری مینامیدند که همانند برابر است با Pietra dura اصطلاح ایتالیائی قرن شانزدهم. درهند اینگونه تزیین گوناگون پیش از آمد مسلمانان وجود نداشت.
مسلمانان آن را در مسجد جامع احمدآباد (1410م./ 813 ه.) به کار بردند و سپس در شهرمند و در آرامگاه هوشنگ غوری (1435 م. 839 ه.) بهکار بستند در زمان سلطنت گورکانیان هند و زمان شاهجهان این هنر به اوج رسید و در تاجمحل و بناهای دهلی و لاهور و اگرا که به دست این پادشاه برپاگشت جلوهگری نمود. یکی را عقیده براین است که پرچین کاری تاجمحل ریشه به هنر ایتالیایی میرساند. اما کاملأ به خطا رفته سات. هیچ اطلاعی از وجود هنرمندی خارجی به مانرسیده است که برای این آرایش به خصوص دعوت شده باشد یا بهسبب شناساندن این هنر افتخاری نصیبش گشته باشد.
نقش پرچینکاری تاجمحل چنان صبغة شرقی دارد و چنان همانند نقش و نگارهای سنتی آرابسک است که نمیتوان آن را جز به ایرانیان به دیگری نسبت داد. این شیوه آرایش از موزائیک کاری که غالبأ ساختمانها بر ساختمانهای قسطنطنیه و سوریه و اورشلیم پیدا شود ممتاز است.
خلاصه آنکه همة پدیدههای معماری خاص تاج محل از گنبد دوپوشة امروزی گرفته تا آرایش پرچینکاری برای کاستن از یکنواختی رنگ مرمر سفیدی نمای ساختمان به کار رفته و منارهای استوانهای و سردابه و چهارقبة پیرامون گنبد وسطی دستبهدست هم داده و تاجمحل را در سراسر جهان ممتاز ساخته است. نکان شباهت میان تاجمحل و ساختمانهای مهم هنری دیگری میتوان یافت ولی این تاجمحل مجمع جلوههای مختلف خاص میباشد.
همچنان می گفت و می گفت و قدم می زد